خرید بک لینک

درباره سایت

توییتر

امکانات وب

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 22:13

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 22:13

تو کجایی؟

درگستره ی بی مرز این جهان تو کجایی؟

من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام.

کنار تو!

تو کجایی؟

در گستره ی ناپاک این جهان تو کجایی؟

من در پاک ترین مقام ایستاده ام.

بر سبزه شور این رود بزرگ که می سراید

برای تو!

#شاملو

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 22:13

امروز استادم ازم پرسید:

Are you love washing deshes?

گفتم:

Yesss,I love

چشاش گرد شد.

همین سوا رو از بغل دستیم پرسید. اون گفت متنفرم.

تازه یادم افتاد گفته ظرف شستن رودوس داری؟؟

منم گفتم آررره.

گفتم استاد ببخشید من فکر کرد م گفتین ماشین لباسشویی دوس داری؟

گفتم آره خبلی دوسش دارم!!

کلی خنده شد.

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 22:13

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 22:13

از خدا خواسته بودم که فراموشت کنم، که به یادمنیایی، مثل همانوقت ها که در یادت نبودم و یک شب سر وکله ات پیدا شد...

اما گویا تپش های دلمتندتر شده، اشک هایم روان تر...

دعاها یم نکند معکوس برآورده می شود؟

آیا باید از خدا بخواهم که عاشق ترت شوم؟

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:06

از کلاس زبانم زنگ زدن، شنبه کلاسامون شروع میشه.

سه روز در هفته شده!

قبلا دوروز بود.

استرس گرفتم، انکار آماده نیستم.

قراره کلاس ورزش هم برم.

تابستون وکلاس تابستونی بدیش اینه که سفر رو مشکل می کنه.

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:06

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:06

سلام دختره! چیزی که گفتی عجیبه، اصلا عجیب نیست... منو همسرم مخیلی با هم دوستیم. تا چشات دراد:))))))))))))))

شوخی میکنما ولی ......... هیچی(میتونستم ولی رو پاک کنم که مجبور نشم بگم هیچی...ولی ، ولی رو نوشتم که بدونی یه چیزایی هست که میشه بهت گفت و نمیگم... حالا بیس و شش یا هشت فرقی نداره.

میدونی چرا برات نظر نذاشتن اون 100 نفر؟ چون وبلاگشون که میری نظر نمیذاری. برم عزاداری. دیشب خوابتو دیدم خیلی سیاه و چاق بودی

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: جمعه 26 خرداد 1396 ساعت: 20:06

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

محال است صبح بیدار شوم ویاد تو نکنم. محال است شب بی یاد تو به خواب بروم. در تمام روز با منی، به لحظه هجوم می آوری، من مانده ام تنها با یک کوه فکر و خیال... آنقدر که دلم می خواد سرم را زیر باران بگیرم فکرها را بشویم، تو بزرگتر از آنی که می پندارم. سوار ماشینمی شوم محال است یاد تونکنم، محال است

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

آن روز زمستانی که با هم بودیم،

نگاهم کردی گفتی:

دل انگیز!

دلبر!

دل گشا!

دل آرام!

دل پذیر!

دلبند!

من لبخند می زدم، گفتی تو هم بگو

گفتم: دل ربا!

کاش گفته بودم دل چسب!

و کِشَش می دادم و نگاهت می کردم و صدایت می کردم: دل چسب!

آه

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

دلم میخواد داد بزنم


اسمتو فریاد بزنم


توکوچه پس کوچه ی شهر


عشق تو رو جار بزنم.



آهنگ از هوروش باند، عاااالیه

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

دارم آهنگی که برام فرستاده بود روگوش میدم... اتفاقی بین آهنگ ها پلی شد...

آه خدا

حس می کنم قلبم درد می کنه، اندازه یک کوه سنگین شده...

کاش فراموشش می کردم...

آه...

آه...

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

خنکای مطبوع اول صبح است...

نسیم پرده های پشت پنجره ها را تکان می دهد...

آمد نسیم صبحدم

ترسم که آزارش کند

تحریک زلف عنبرش

از خواب بیدارش کند

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

بعد از چند سال، دارم قرآن میخونم. رسیدم به یک آیه: الرِّجالُ قوّامونَ علی النِّساء. لعنتی. امروز فراموشت کرده بودم، از خدا خواستم که از یادم بروی. رفته بودی. این آیه باز هم تو را به یادم آورد، آن وقت که پیش هم بودیم، تو ناراخت بودی بابت مشکلات پیش امده ی شخصی ات. لاغرتر شده بودی چشم های ات ریزت

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 6:22

خدایا جنگ نشه،

اه...

چقدر کار هست برای انجام ندادن

خوشحالم اما، چون

”بوسیدمش

دیگر هراس نداشتم

جهان پایان یابد،

من

از جهان

سهمم را گرفته بودم”

احمدرضااحمدی

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

امروز روز خوابه، دراز کش کتاب مو خوندم، تلگرامو چک کردم، چند ساعتی گذشت، الانم بخوابم، گوشیو برنم به شارژ، بعد اگر سرم از بالش جدا شد، پاشم زبان بخونم:/

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

دیروز فقط سه ساعت بیدار بودم، خیلی روز مزخرفی بود.

بعد می گم چرا من چاقم؟

صب ساعت یازده و نیم بیدار شدم ساعت سه خوابیدم، ساعت هفت بیدار شدم تا الانم بیدارم.

یحتمل بعد از سحری و اذان صبح خوابم ببره.

ولی انصافا فردا به امید خدا دیگه کمتر میخوابم:))

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

خدایا!

فردا می رمدکتر، انشاالله که هیچی نباشه.

من هر موقع توی موقعیت تنش زا قرار می گیرم جسمم هم آسیب می بینه، مثلا مچ دستم خیلی شدید درد می اد. یا انگشت هام گزگز می کنن. نمی دونم چکار کنم اینطوری نشم...

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

یه کار نسبتا خوب برام جور شده نیاز به مدرک دانشگاه داره، اه.

من هنوز گواهی موقتمو نگرفتم.

هی با سعیده گفتیم گشادیم و خندیدیم، اینم عاقبتش

احتمالا ازدستم میره...آه....

امان از گشادی!

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

امروز رفتم دانشگاه، برای فارغ التحصیلی.سرویس شدم! انقدر راه رفتم راه رفتم امضا گرفتم کپی گرفتم کوفت گرفتم آخرش دیگه دوتا کپی بود هنوز آقاهه گفت برو، دلش سوخت! فکر کنم دو سه کیلیویی کم کردم اما امدم خونه جبرانش کردم:))))) انقد دلم میخواست شوهر داشتم مثلا وان رو پر از آب ولرم می کرد با کمی رایحه ی

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

سحری قیمه داشتیم


بد شانسی یعنی همین.

که سخر قیمه داشته باشین و صدا کنن تو بگی نمی دونم پاشم بخورم یا نه...


بعد الان بی سحری روزه باشی:/

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

تو تاریخ مینویسن نسلی بودیم که رشوه دادیم، نه برای کار غیر قانونی!

فقط برای اینکه یارو وظیفهش رو انجام بده


》HOSSEiN《


@OfficialPersianTwitter

برچسب: نویسنده: ستایش کاشانی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:14

صفحه بندی