<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
تو کجایی؟
درگستره ی بی مرز این جهان تو کجایی؟
من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام.
کنار تو!
تو کجایی؟
در گستره ی ناپاک این جهان تو کجایی؟
من در پاک ترین مقام ایستاده ام.
بر سبزه شور این رود بزرگ که می سراید
برای تو!
#شاملو
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
امروز استادم ازم پرسید:
Are you love washing deshes?
گفتم:
Yesss,I love
چشاش گرد شد.
همین سوا رو از بغل دستیم پرسید. اون گفت متنفرم.
تازه یادم افتاد گفته ظرف شستن رودوس داری؟؟
منم گفتم آررره.
گفتم استاد ببخشید من فکر کرد م گفتین ماشین لباسشویی دوس داری؟
گفتم آره خبلی دوسش دارم!!
کلی خنده شد.
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
از خدا خواسته بودم که فراموشت کنم، که به یادمنیایی، مثل همانوقت ها که در یادت نبودم و یک شب سر وکله ات پیدا شد...
اما گویا تپش های دلمتندتر شده، اشک هایم روان تر...
دعاها یم نکند معکوس برآورده می شود؟
آیا باید از خدا بخواهم که عاشق ترت شوم؟
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
از کلاس زبانم زنگ زدن، شنبه کلاسامون شروع میشه.
سه روز در هفته شده!
قبلا دوروز بود.
استرس گرفتم، انکار آماده نیستم.
قراره کلاس ورزش هم برم.
تابستون وکلاس تابستونی بدیش اینه که سفر رو مشکل می کنه.
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
شوخی میکنما ولی ......... هیچی(میتونستم ولی رو پاک کنم که مجبور نشم بگم هیچی...ولی ، ولی رو نوشتم که بدونی یه چیزایی هست که میشه بهت گفت و نمیگم... حالا بیس و شش یا هشت فرقی نداره.
میدونی چرا برات نظر نذاشتن اون 100 نفر؟ چون وبلاگشون که میری نظر نمیذاری. برم عزاداری. دیشب خوابتو دیدم خیلی سیاه و چاق بودی
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
آن روز زمستانی که با هم بودیم،
نگاهم کردی گفتی:
دل انگیز!
دلبر!
دل گشا!
دل آرام!
دل پذیر!
دلبند!
من لبخند می زدم، گفتی تو هم بگو
گفتم: دل ربا!
کاش گفته بودم دل چسب!
و کِشَش می دادم و نگاهت می کردم و صدایت می کردم: دل چسب!
آه
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
دلم میخواد داد بزنم
اسمتو فریاد بزنم
توکوچه پس کوچه ی شهر
عشق تو رو جار بزنم.
آهنگ از هوروش باند، عاااالیه
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
دارم آهنگی که برام فرستاده بود روگوش میدم... اتفاقی بین آهنگ ها پلی شد...
آه خدا
حس می کنم قلبم درد می کنه، اندازه یک کوه سنگین شده...
کاش فراموشش می کردم...
آه...
آه...
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
خنکای مطبوع اول صبح است...
نسیم پرده های پشت پنجره ها را تکان می دهد...
آمد نسیم صبحدم
ترسم که آزارش کند
تحریک زلف عنبرش
از خواب بیدارش کند
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
خدایا جنگ نشه،
اه...
چقدر کار هست برای انجام ندادن
خوشحالم اما، چون
”بوسیدمش
دیگر هراس نداشتم
جهان پایان یابد،
من
از جهان
سهمم را گرفته بودم”
احمدرضااحمدی
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
امروز روز خوابه، دراز کش کتاب مو خوندم، تلگرامو چک کردم، چند ساعتی گذشت، الانم بخوابم، گوشیو برنم به شارژ، بعد اگر سرم از بالش جدا شد، پاشم زبان بخونم:/
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
دیروز فقط سه ساعت بیدار بودم، خیلی روز مزخرفی بود.
بعد می گم چرا من چاقم؟
صب ساعت یازده و نیم بیدار شدم ساعت سه خوابیدم، ساعت هفت بیدار شدم تا الانم بیدارم.
یحتمل بعد از سحری و اذان صبح خوابم ببره.
ولی انصافا فردا به امید خدا دیگه کمتر میخوابم:))
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
خدایا!
فردا می رمدکتر، انشاالله که هیچی نباشه.
من هر موقع توی موقعیت تنش زا قرار می گیرم جسمم هم آسیب می بینه، مثلا مچ دستم خیلی شدید درد می اد. یا انگشت هام گزگز می کنن. نمی دونم چکار کنم اینطوری نشم...
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
یه کار نسبتا خوب برام جور شده نیاز به مدرک دانشگاه داره، اه.
من هنوز گواهی موقتمو نگرفتم.
هی با سعیده گفتیم گشادیم و خندیدیم، اینم عاقبتش
احتمالا ازدستم میره...آه....
امان از گشادی!
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
سحری قیمه داشتیم
بد شانسی یعنی همین.
که سخر قیمه داشته باشین و صدا کنن تو بگی نمی دونم پاشم بخورم یا نه...
بعد الان بی سحری روزه باشی:/
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی
تو تاریخ مینویسن نسلی بودیم که رشوه دادیم، نه برای کار غیر قانونی!
فقط برای اینکه یارو وظیفهش رو انجام بده
》HOSSEiN《
@OfficialPersianTwitter
برچسب:
نویسنده: ستایش کاشانی